نازار مامان و بابانازار مامان و بابا، تا این لحظه: 12 سال و 3 روز سن داره

عشقی خوده خوده عشق

37- انا اعطیناک الکوثر

سلاممممممممممممممممممممم  سلام عشق مامانننننننننننن خدای من دیگه راحت می تونم بگم خانومی من . ناز گل من . عروسک من . ای جانم مامان و بابا فدای سلول سلول بدنت قشنگمممممممممممممم دلم می خواد جیغ بکشم خوشگل خانومی من . بلهههههههههههه بله بله مامانی الان دیگه میدونه جورابای شما چه رنگیه . جورابای شما صورتیه خوشگل خانومی من. خداوند رحمتش و شامل حال ما کرد و ما رو لایق داشتن دختر دونست. همینطور که رسول الله رو لایق داشتن 4 دختر پاک و طاهر دونست. خدا جون ممنون - رسول مهربونی ها ممنون مامانی اینقد ذوق دارم که فقط دلم می خواد جیغ بکشممممممممممممممم دیروز تا اومدیم خونه با بابایی هر کدوم دو رکعت نماز شکر خوندیم و سوره ه...
31 ارديبهشت 1393

36- خدایا صد هزار مرتبه شکر

خوب قشنگیای مامان امروز مامانی از ساعت 7.5 صبح می خوسات برای شما بنویسه ولی دو بار اینجا نوشت و پاک شد بعد از کلی نوشتن ... دفعه بعد گفت تو ورد بنویسه و بعد کپی کنه کنه اینجا که متاسفانه اینجا چیزی گویا پچیست نمی شه و باید حتما نوشت ... دیگه مامانی برای چهرمین بار نمی تونه بنویسه واسه همین فایل ورود رو پرینت گرفت و اسکن کرد و حالا نوشته ها رو به صورت عمس می زاره که یادگاری بمونه از پشتکار مامانت.....   لطفا خواهریایی گلی که اینجا رو می خونن بگن آیا می شه تو محیط اینجا پیست کرد یا حتما باید مستقیم همینجا نوشت آخه تو سرورای دیگه وبلاگ راحت می شه این کارو کرد.           ...
30 ارديبهشت 1393

تو بهترین هدیه خدایی

سلام بابایی آ ره منم بابایی ،تعجب کردی که من هم بالاخره اومدم،باور کن کوتاهی نکردم گرفتار کاروبار اداره ام،ولی حالا اومدم،اومدم که با عشق برات بنویسم،باور کن الان که دارم می نویسم اشک تو چشمام جمع شده آخه تمام وجود من پر شده از وجود کوچولوی تو،الان که بنابه تفسیر دکترا 16 هفته و اندی شدی ما هنوز نمی دونیم به قول مامانی آبی هستی یا صورتی، ولی این و بدان قشنگ بابایی که چه آبی باشی و چه صورتی عشق من و مامانی هستی،راستی بابایی تو چرا اینقد مامانی رو اذیت می کنی،مامان گناه داره آخه از صبح میره سرکار تا عصر تو هم اصلاً مراعاتش و نمی کنی،من مامانی رو به تو سپردم حواست بشتر بهش باشه،مامانی الان رفته خوابیده و من از فرصت استفاده کردم ،امر...
23 ارديبهشت 1393

34- این روزهای مامان

سلام عشقم خوبی عزیز دلم شما امروز 111 روزه یا به عبارتی 15 هفته و6 روزتون هست . دیگه این روزا خیلی حسم نسبت به شما بشیتر شده مدام مشغول حرف زدن با شما هستم و همش دو تایی با هم همه کارارو انجام می دیم . تازه کلی هم سر به سر بابایی می زاریم و می خندیم . اینقد با حاله تا بابا می گه زشته این کارارو نکن من می گم من که نیستم نی نی می گه این کارو بکن . ای جان من فدای تک تک سلولای بدنت بشم مادرررررررررر امروز می خوام از یه ترانه برات بنویسم که از روزی که شنیدمش حدود 2 سال پیش بود تمام وجودم شد حس شدید مادری و بی طاقت بو کردن نفسات .... هر بار این آهنگ رو شنیدم بی اختیار اشک ریختم ... کار این روزایمن این شده  همین که می شینم تو...
17 ارديبهشت 1393

33- لبریزم از عشقت

سلام گوگوری مگوری مامان. شما امروز به روایت سونو ان تی 109 روزه و به عبارتی 15 هفته و 4 روزه هستی عزیزه دل مادر . خوب چند روزه برات ننوشتم . اتفاقات زیادی افتاد . اول از همه اینکه مامانی از 4 شنبه هفته قبل کمر درد خیلی وحشتناکی گرفت از طرفی چون جفت شما هم پایین هست مامانی خیلی ترسید جوری که 4 شنبه تو اداره مجبور شد شیاف استفاده کنه ولی باز خوب نشد و مرخصی گرفت ساعت 1 و نیم ظهر و رفت خونه . 5 شنبه هم که به خاطر دانشگاه مامانی 4 ساعت راه رو کوبیدیم و رفتیم فکر می کنی چی شد ؟؟؟ هیچی استاد محترم تمام کلاسارو خیلی بی مسئولیتانه 8 صبح یکی کرده بود بدونه اینکه کسی بدونه و داشت سر ساعت کلاس ما کیف پر از خرماش و چایش و از باج دانشجوهای...
15 ارديبهشت 1393

32. نی نی عمو

سلام قشنگ مامان جوننننننننننننن ببین عاشقتما عاشقققققققققق دیوانه دیدی    ببین من ..... خوب امروز نوشتم به خاطر اینکه بهت خبر بدم نی نی پسر عموی بابا که البت به خاطر رابطه فوق العاده نزدیک در حد داداش هست با بابایی پسر هست .خاله (زن پسر عموی بابا )هم که می دونی دختر عموی مادر بزرگت هست . نی نی خاله و عمو از شما دو هفته بزرگتر هست . مبارکشون باشه ان شالله سالم و صالح باشه . اون موقع که هنوز بارداری من رو نمی دونست کسی خاله خواب دیده بودن که عمه بزرگه یه گوشواره به من و خاله داده یه لنگشو به من یکیشو به خاله تو همین اوضاع جفتمون باردار شدیم ... عمه بزرگه  می گفت تعبیر گوشوراه دختر می شه ... ولی من چون عزیز سر دای...
9 ارديبهشت 1393

31. کاش زودتر می دونستم جورابای شما صورتی یا آبی؟

سلام قشنگیای مادر سلام خانوم کوچولوی مامان ... سلام پسر گل مادر   کاش زودتر بدونم شما دختر طلا هستید یا پسر مامان ؟؟؟ جایی خوندم دختر خانوما نیمه گمشده پدر و پسرا نیمه گمشده مادر هستن ؟؟؟ الان من زودتر دوس دارم بدونم شما نیمه گمشده مامانی یا بابا... ولی دلیل نوشتن الانم هیچ کدوم از اینا نبود.... فقط دلم برات تنگ شد ...همین دلم خواست باشی ... بغلت کنم و آروم بشم ... برای به آغوش کشیدنت لحظه شماری می کنم .الان بی اختیار بغض دارم و اشک... دیشب بابایی گفت اگه شما پسر باشی ؟؟؟ من یهو غم عالم اومد تو دلم بی اختیار که اگه شما پسر باشی من حرفای دلم و به کی بزنم . من با کی درد و دل کنم.من با کی شاد باشم و بخندم م...
8 ارديبهشت 1393

30- 100 روزگی

  سلام مامان قشنگم خوبی عزیز دل خوب امروز به روایت تاریخ پ مامانی شما 97 روزه و 13 هفته و 6 روزه هستید و از طرفی سونو ان تی که می گن دقیقتر و بر اساس رشد نی نی هست شما 100 روزه و 14 هفته و 2 روزه هستی میوه دل مامانی . ای جانم یعنی الان من وقتی دستم رو مشت کنم شما اندازه مشت دست بسته مامانی هستی ... حتی اثر انگشتای قشنگ و کوچولوتم در حال شکل گرفتن هست . شکم مامانی دیگه یه کوچولو جلو اومده وبابایی هی با شمک مامانی حرف ی زنه وبوست می کنه . وزنمم که هی بعلهههههههههه بالا رفته دیگه ولی فدای سرت عزیز دل . از لحاظ حالت تهوع و حال بدی همچنان مثل قبل ولی به جای روزی 1 قرص دمیترون روزی نصبش رو می خورم . می گن کم کم باید این حالت ت...
6 ارديبهشت 1393

29- 13 هفته و 3 روزگی

  سلام عشق مامانی خوبی عزیزه دلم . مامانی امروز صبح زیاد حالش خوب نیست . به صورت وحشتناکی یوبس کرده و این باعث حالت تهوع بیشترش می شه هر چی کارای مختلف  هم هست انجام داده یه پودر هم هست خانوم دکتر داده که با آب قاطی کنه و بخوره و اونم هیچ فایده ای نداشته .... امروز صبح خاله حجیه یه خبر بد در مورد یه بنده خدایی بهم داد که الان بردنش بیمارستان بستریش کنم ... ما بقی ماجراها بماند تو دل خون مامانی ... فقط اینجا نوشتم که یادم باشه ..... روز شنبه اداره بابایی برای روز زن مراسم گرفته بود که مامانی به خاطر وضعیتش با تاخیر رفت و لیبابایی چون یه سری کارارو باید انجام می داد زودتر رفت. مراسم خوب و شادی بود و پذیرایی و شام هم زرشک پلو ...
1 ارديبهشت 1393
1